اشتباهات رایج در برندینگ

حرف آخر

برندینگ کاری نیست که بتوان در آن یک‌شبه ره صدساله را رفت؛ اما با مطالعه موارد خلاصه و در عین حال جامعی که در مطالب  قبلی به آن‌ها اشاره کردیم ؛می‌توانید قدم‌های اولیه مؤثری را در مسیر برندینگ و توسعه و پیشرفت کسب‌وکار خود بردارید.  با این حال در کنار مولفه های مهم در برندینگ اشتباهات رایجی هم در این حوزه وجود دارد که برای توسعه کسب و کار لازم است کمتر از این اشتباهات داشته باشید از جمله این اشتباهات می توان به موارد زیر اشاره کرد؛

ناهماهنگی در پلتفرم‌ها و رسانه‌های مختلف

اولین قانون برای ایجاد یک برند قوی، انسجام و هماهنگی است. ارائه یک هویت منسجم برای مشتری اعتمادآفرین است و تصویر بهتری را در مدت زمان کوتاه‌تری در ذهن وی شکل می‌دهد. شرکتی که اصل یکپارچگی و انسجام را رعایت نمی‌کند، در نهایت غیرحرفه‌ای، آشفته و حتی غیرقابل اعتماد به نظر خواهد رسید.

اولین گام در ایجاد هماهنگی، هماهنگ‌سازی تمامی آیتم‌های تصویری و بصری برند شرکت در همه پلتفرم‌ها و مکان‌ها (وب‌سایت، شبکه‌های اجتماعی، تبلیغات، موارد چاپی و …) است. البته منظور در اینجا این نیست که باید هر جا که شد لوگوی شرکت را بچسبانید و تمام؛ بلکه باید برای برندینگ خود یک «راهنمای سبک برند» تدوین کنید.

راهنمای سبک برند چیست؟ راهنمای سبک برند دستورالعمل ساده‌ای است که سبک مطلوب فونت‌ها، رنگ‌ها، تصاویر، لوگو و سایر آیتم‌های دیداری را مشخص می‌کند. یک راهنمای سبک کامل از این هم فراتر می‌رود و برای مواردی همچون ارزش‌های برند، لحن و آیتم‌های نوشتاری آن نیز استانداردهایی را تعیین می‌کند. با داشتن این راهنمای سبک و پیروی از آن، انسجام و هماهنگی در همه موقعیت‌هایی که برند شما در آن‌ها ظاهر می‌شود تضمین خواهد شد.

توجه بیش از حد به روندهای جدید طراحی

همگام ماندن با جدیدترین روندهای طراحی و برندینگ چیز بدی نیست، اما بین به‌روز نگه داشتن برند با از دست دادن هویت آن به خاطر دنباله روی از روندهای جدید، تفاوت وجود دارد. به خاطر داشته باشید که اولاً برند شما معمولاً حداقل در برابر چندین موج از روندهای جدید دوام خواهد آورد و منسوخ نمی‌شود؛ دوم اینکه بسیاری از این روندها موقتی هستند و با تکیه بر آن‌ها فقط برای مدتی به‌روز خواهید بود و خیلی زود باید به فکر تغییرات اساسی باشید. به‌عنوان یک قانون کلی، از روندهای جدید طراحی الهام بگیرید، اما در برنامه ریزی برای بازطراحی‌های کلی خود بیش از حد به آن‌ها احساس وابستگی نداشته باشید.

 

فاصله گرفتن بیش از حد از آنچه که در ابتدا عامل موفقیت شما بوده است

اگر به بازطراحی برند خود فکر می‌کنید، زیاد از چیزی که در ابتدا دلیل موفقیت و نقطه تمایز شما بوده فاصله نگیرید؛ چرا که مخاطبان کنونی شما باید بتوانند پس از طراحی مجدد هم برندتان را تشخیص بدهند، در غیر این صورت از دست رفتن مشتریان وفادار شما دور از ذهن نخواهد بود؛ بنابراین ارزش‌ها و تصویر اصلی برند خود را در همه طرح‌های جدید حفظ کنید.

 

استفاده از برند در موارد نامناسب

در دنیای برندینگ، قاعده «هرچه بیشتر، بهتر» مصداق ندارد؛ به عبارت دیگر، همیشه باید از نام و لوگوی شرکت محتاطانه و حتی کمتر استفاده کنید؛ علی‌الخصوص در مورد اسپانسر شدن، رویدادها و محصولاتی که بیشتر برای فروش به برند وابسته هستند.

هنگامی‌که برند خود را به چیزی الصاق می‌کنید، آن چیز باید با ارزش‌ها و هویت برند شما هماهنگ باشد؛ در غیر این صورت چیزی به جز آشفته کردن ذهن مخاطب و سلب اعتماد وی را در بر نخواهد داشت.

 

تفکر محدود محلی (و نه بین‌المللی) در برندینگ

در هنگام تدوین استراتژی‌های برندینگ، جهانی بیندیشید و فقط منطقه یا کشوری که در آن زندگی می‌کنید را در نظر نگیرید. حتی اگر در حال حاضر در کشورهای دیگر فعالیتی ندارید و فعلاً برنامه‌ای هم برای توسعه کسب‌وکار در سایر نقاط جهان ندارید، شاید سهواً طرح یا پیامی را تنظیم کرده باشید که معنای خوبی در کشورها و به زبان‌های دیگر ندارد و بعداً بتواند برای شما مشکل ایجاد کند.

 

ابهام، تکرار و عملکرد کلیشه‌ای در برندینگ

بسیاری از برندها قربانی روش‌ها و متن‌هایی می‌شوند که ابهام دارند، افراطی به نظر می‌رسند، یا اینکه تصویر دقیق و متمایزی از برند را برای مخاطب ترسیم نمی‌کنند.

برای متمایز ساختن برند به نحوی که متفاوت از رقبا به نظر برسد نمی‌توانید به کلیشه‌های رایجی که همه از آن‌ها استفاده می‌کنند تکیه کنید؛ بلکه باید عامل منحصر به فرد بودنتان را پیدا کنید و روی همان تمرکز کنید. به‌علاوه، افراط هم چیز مطلوبی نیست؛ به‌عنوان مثال، اگر محصول شما واقعاً چیز فوق‌العاده خاصی نیست، نباید از الفاظی مثل «انقلابی» یا «تحولی نوین» استفاده کنید. در عوض به سراغ واژگانی بروید که دقیق و منحصر به فرد هستند.

در هنگام نوشتن هرگونه متن برای برندینگ کسب‌وکار خود (در صورتی که نمی‌توانید از یک فرد حرفه‌ای برای این کار کمک بگیرید) از این قاعده بازاریابی و فروش استفاده کنید: «روی منافع تمرکز کنید، نه ویژگی‌ها». به‌عنوان مثال، اگر در فروشگاه اینترنتی‌تان پارو می‌فروشید، به جای آنکه روی اندازه پارو و اینکه می‌تواند برف بیشتری را پارو کند (ویژگی) تکیه کنید، تمرکز را به سمت منافع و مزایای آن ببرید: صبح‌ها یک ساعت بیشتر می‌توانید بخوابید، زیرا برف‌روبی با این پارو به زمان کمتری نیاز دارد (منفعت).

 

13 شهریور 1400
ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.